دسته بندی :



                            بسم رب الشهدا والصدیقین

متن بخش دوم و پاياني اين گفت‌وگو با حاج سعید حدادیان در ادامه آمده است:

مشکل دوم خردادی‌هاي افراطی این بود که نمی‌توانستند با زیارت عاشورا منطبق شوند

چرا در دوره حاكميت جريان دوم خرداد، هيئت‌هاي مذهبي و سرشناس مورد هجمه بودند؟


مشكل دوم خرداد اين بود كه بعضي از افراط‌ي‌هاي‌شان نمي‌توانستند منطق زيارت عاشورا را بفهمند. اين را من به همه تعميم نمي‌دهم. بعضي از دوم خردادي‌ها نمي‌توانستند با عاشورا منطبق شوند. لذا گفتند خشن است، برداريمش. ما گفتيم ما برنمي‌داريم تو برو. با اين حرف‌ها خودشان را تضعيف مي‌كردند. چرا؟ چون فكر نمي‌كردند آن آقايي كه آمده دانشگاه از آلمان كه نيامده، از يكي از شهرها، روستاها، استان‌ها و يكي از كلان شهرها آمده، حتماً پدري دارد، مادري دارد كه صبح به صبح زيارت عاشورا را مي‌خواند و با زمزمه عاشورا بزرگ شده است.

تو مي‌خواهي بگويي "وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ" نداريم و گل و بلبلش كنيم؟ كدام گل و بلبل؟ ببينيد اينها دارند در دنيا چه مي‌كنند؟ چه گلي چه بلبلي؟ براي دوم خردادي‌ها تجربه خوبي شد كه در گفت‌وگوي تمدن‌ها به مبدعين ثابت شد كه آنها گفت‌وگوي گلوله دارند و متمدن نيستند و مستكبرند.

مردم‎شان را كار ندارم، دولت‌ها را كار دارم. دولت‌ها ژست لبخند مي‌گيرند، ولي پشت لبخندهايشان مشت آهنين است. به خودشان هم ثابت شده است. ليدرهاي اصلي‌شان در سفرهايي كه رفتند، اذيت شدند. خيلي اينها را تحويل نگرفتند. وقتي مي‌خواهند از بزرگان دوم خرداد را كنار سلمان رشدي بگذارند، متوجه مي‌شود يعني چه. اينها دارند حيله مي‌كنند، مكر مي‌كنند. من كه با نيت صادق و پاك رفتم كه دم از گفت‎وگوي تمدن‌ها بزنم، چرا دشمن رده يك ‌مرا كه ـ‌امامي كه من به امامي قبول دارم گفته اين شخص مهدورالدم است‌ـ، مي‌خواهيد بياوريد كنار من و به او جايزه بدهيد؟ پس شما تضعيف‌كننده شخصيت من به عنوان يك مسئول ارشد اين مملكت هستيد، پس به درد من نمي‌خوريد، لذا همان موقع او آمد در آغوش رهبري. انتهاي كار متوجه شد كه واقعاً اين‌طور نبود. شما رئيس‌جمهور اول دوم خرداد را ببينيد و رئيس‌جمهور آخر دوم خرداد را هم ببينيد. البته آن رئیس جمهور آخر هم ايده‌آل و مطلوب نيست. اصلاً بنده با ايشان خيلي سنخيتي ندارم. امروز خدا بخير كند، رئيس‌جمهور اول ما را ببينيد، ما اميدواريم انتهاي دوره چهار ساله دوم همان رئيس‌جمهور اول‎مان را ببينيم. يعني ببينيم عبارات راجع به ولي‌فقيه همان‌هايي باشد كه در ابتدا بود.



آيا مداح بايد در مداحي‌هايش به مسائل روز هم اشاره كند؟


قطعاً، اين حرفي است كه آقا فرمودند. آقا مي‌گويند چرا مسائل روز را نخوانديد. نه اينكه فقط آقا بگويد، همه مراجع ما مي‌گويند. 15 سال قبل، پيش آقاي نوري همداني رفتيم، فرمودند: «اگر امروز كه بلايي سر فلسطين و لبنان آمده، نگويي خيانت كردي. شما بايد در خواندن‌هاي‌تان اشاره كنيد». اصلاً اين دستگاه عزاداري مالِ همين است.


بزرگ‌ترين افتخارات من عاشوراي 88 است، به خاطر همين است كه وسط روضه خواندن و سينه زدن گفتيم مي‌رويم و در خيابان سينه مي‌زنيم. حضور دانشجوها در خيابان، فتنه را خواباند. واقعاً كمر فتنه را شكست و تمام شد كه بعد 9 دي شد. چرا؟ چون ديگر نمي‌توانستند بگويند اينها لمپن‌اند، چكمه‌پوش‌اند، يا نظامي‌هاي لباس شخصي‌اند. هيچي نمي‌توانستند بگويند. ديدند يك عده جوان رشيد، فرهيخته، آكادميك و هيئتي مسجدند. اتفاق هيئت و مسجد، اتفاق روشنفكر‌ي ديني با اعتقاد به اصالت‌هاي سنتي وارد صحنه شدند و به آن صورت درگيري هم نشد. نفس حضورشان رعب ايجاد كرد. يك نگاه كردند ديدند نه، نمي‌شود و بايد رفت و رفتند و اين افتخار من بود.

سينه‌زني مقدمه اين كار است. جايي كه پرچم امام حسين(ع) به آتش كشيده مي‌شود، بايد بيرون بريزند و بچه‌ها بيرون آمدند. اگر نگاه كنيد، مي‌بينيد بخش عظيمش بچه‌هاي بسيج بودند، اما اين‌طور نبود كه بچه‌هايي كه كارت بسيج ندارند، نبودند، استادها هم بودند، مسئولين دانشكده‌ها هم بودند، هيئت علمي‌ها بودند و چه جمعيت باشكوهي حضور داشتند و اين اصل قضيه است.


ذكر مصيبت خودش يك حماسه است نه تخدير


اين كاركرد دستگاه سيدالشهداست كه به نظر من، بزرگ‌ترين خروجي و كاركرد دستگاه سيدالشهدا بود و اين افتخار بزرگي در زندگي شخصي خودم شد كه مي‌بينم حاصل روضه‌‌داري در دانشگاه، آن چيزي نيست كه در زمان طاغوت مي‌گفتند که روضه، تخدير و گريه كردن يك‌جور مخدر است. مشغول كردن اذهان و دور كردن‌شان از انقلاب و اين حرف‌هاست. نخير! روضه حماسه است، نفس ذكر مصيبت خودش يك حماسه است. ما با ذكر مصيبت در عمليات شركت مي‌كرديم، آن كس كه ذكر مصيبت داشت، قوي‌تر وارد مي‌شد. گردان كُپ كرده مي‌خواهد جلو برود، نمي‌تواند؛ بلندگوي دستي را به رضا پوراحمد دادم و او با آهنگ گفت: «عشق حسين ما را به اين وادي كشانده» و همه بلند شدند و رفتند. اسم حسين كه آمد، بلند شدند. امام‌حسين اين‌طوري است. عظمت سيدالشهدا زير آتش اين‌قدر قوت و قدرت مي‌دهد. وقتي به بچه‌ها مي‌گويم: «حسين! حسين! حسين! حسين!»، مي‌دانيد كجا را مي‌بينم؟ اگر بمب اتم هم بيندازند، اين حسين حسين‌ها كار مي‌كند. اصل اين است.





1 2 3 4 5
07:31 | 9 آذر 1390
کد های کاربر
روزشمار فاطمیهtype="text/css">//Ashoora.ir|Shohada Beginsوصیت شهدا
روزشمار محرم عاشورا حدیث موضوعی
آمار وبلاگ
» بازدید امروز : 4255
» افراد آنلاین : 1
» بازدید دیروز : 17
» بازدید ماه : 4271
» بازدید سال : 4254
» کل بازدیدها : 27432
» مجموع اعضا : 0
» تعداد مطالب : 122
» تعداد نظرات : 72