حاج سعید حدادیان جزو مداحان و مرثیهخوانهايی است که علاوه بر اسلوب و فنون مداحی تسلط خوبی بر مبانی عزاداری از منظر آیات و روایات دارد.
اگرچه حاج سعید بیشتر با نغمه "یاد و امام و شهدا" میان تودههای مردم شناخته شده و ایام محرم عاشقان اهل بیت(ع)با روضههایش که از صدا و سیما پخش میشود، صفا میکنند، اما کمتر کسی است که بداند این مداح خوش الحان آل الله علیهم السلام تحصیلات عالیه خود را نیز در راستای حرفه مقدسش ادامه داده تا آنجا که پایان نامه دوره کارشناسی ارشدش ترجمه متن کتاب "الحسین فی القرآن" است.
آخرین پنج شنبه سال 1432 هجری قمری فرصتی بود تا پس از برنامه زیارت عاشورای مهدیه امام حسن مجتبی(ع) با حاج سعید حدادیان به گفتگو بنشینیم و حاج سعید با خوش رویی نزدیک به دوساعت پرسشهای ما را پاسخ گفت.
موضوعاتی همچون سابقه اقامه عزا و اشک برای حضرت سیدالشهدا(ع)، توسل به اهل بیت(ع)، گریبان دریدن، ضجه زدن، علم کشی، لطمه زدن، قمه زدن، طبل و شیپور زدن و دسته عزا به راه انداختن از جمله نکاتی بود که حاج سعید حدادیان در خصوص آن توضیحاتی ارائه کرد که در بخش اول این گفتگو از نظر خوانندگان میگذرد:
آیا مداحي و عزاداري براي حضرت سيدالشهدا عليهالسلام سابقه دارد، نمونههايي از آن در ميان ائمه معصومين عليهمالسلام را بفرماييد؟
من بيشتر از آنچه كه راجع به عزاداري بگويم، بايد اول راجع به توسل و نفس توسل بگويم. در باب توسل، چند مطلب است كه مغفول مانده؛ يكي توسل براي پيشگيري است. توسل به ذوات مقدس خمسه طيبه در تفسير منسوب به امام عسگري(ع) و در روايات ديگر ما آمده كه اينها دالّ بر اين است كه توسل عامل پيشگيري است. يعني مطابق روايتي، حضرت آدم(ع) مؤاخذه ميشود كه چرا تو با اينكه اين اسماء را ديده بودي، به اين اسماء متوسل نشدي و اگر متوسل شده بودي، مبتلا به اين بليه نميشدي. در اينجا نكتهاي است كه عدم توسل موجب مؤاخذه است و خودِ توسل پيشگيريكننده از بليّات است.
انبیا هم به اهل بیت(ع) توسل داشتند
خداوند به يكي از اقوام بنياسرائيل فرموده بود كه شنبهها را ماهي نگيريد. اتفاقاً اين قوم كلاه شرعي درست كرده بودند. ماهيهاي بزرگ هم به قدرت الهي براي امتحان شنبهها دم دست ميآمدند. اينها گفتند چه كنيم؟ كانالهايي به حوضچههاي بسيار بزرگ كَندند كه اين ماهيها به آنجا بيايند و بعد يكشنبه آنها را بردارند و اينطوري كلاه سر خدا بگذارند. شايد گناهان ديگري داشتند و در نهايت مورد عذاب قرار گرفتند. حدود نيمي از مؤمنين اينها را نصحيت ميكردند، بقيه مؤمنين ميگفتند اينها ديگر درست بشو نيستند، نصيحتكنندهها هم ميگفتند ما ميدانيم، اما براي اينكه حجت را تمام كنيم، «مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ»(1). در اين قضيه اينها مورد عذاب قرار ميگيرند و مسخ ميشوند. در سوره يس بهطور كلي به مسخ اشاره ميشود و در سُوَر ديگر در يكي دو مورد به قصه اصحاب سبت (شنبه) اشاره شده است، «كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ»(2).
ذيل تفسير آمده اگر اينها ميگفتند "بجاه محمدٍ و آل محمد ـصلوة الله عليه و آله اجمعينـ" و خدا را بجاه محمد و آل او قسم ميدادند، خدا اين بلا را بر اينها نازل نميكرد و اين را بر زبان آنها جاري نكرد. خدا آنها را به اين ابتلا نميرساند. پس اصل توسل فقط به ائمه اطهار ـصلوة الله عليه اجمعينـ برنميگردد، بلكه به انبياء عظام الهي و كلاً انبيا برميگردد. خداوند دوست داشته كه همه به اين بزرگواران توسل داشته باشند. اينها بالاترين محبوبهاي الهي هستند.
اشک برای امام حسین(ع)؛ حسن ختام توبه اشک آدم شد
در روایات به گريه انبیا هم اشاره شده است. يعني روضه سيدالشهدا خوانده شده است، روضه عطش براي حضرت آدم خوانده ميشود و حضرت آدم اشك ميريزد و همانجا ندا ميرسد كه توبه تو به خاطر اين اشك قبول شد. حسن ختام توبه، اشك حضرت آدم، توبه اشكي است كه براي امام(ع) ميريزد كه نشان ميدهد تا چه حد موضوعيت دارد.
پیامبر(ص) با روضه حضرت زهرا(س) برای حسین(ع) گریه کرد
به ائمه اطهار ـصلوة الله عليه اجمعينـ كه ميرسيم، ميبينيم پيش از اينكه آباء گرامي امام حسين(ع) از دنيا بروند، برايش گريه كردند، از پیش از ولادت حتی روز ولادت، مطابق نقل مجلسي، خود حضرت روضه خودش را ميخوانده و فاطمه زهرا ـسلام الله عليهاـ گريه ميكرده و پيغمبر ميشنود و گريه ميكند. روز به دنيا آمدنش همگي گريه ميكنند كه اينها همه اشاره دارد به مصيبت ايشان كه اعظم مصائب است. اين عرايض مربوط به ذوات مقدس خمسه طیبه بود، بعد از ايشان هم پرچم عزاداري را زينالعابدين، امام باقر، امام صادق ـصلوة الله عليهم اجمعينـ به دست گرفتند و برافراشتند و به منطقه خراسان و مرو آن روز امام رضا(ع) و همچنان تا وليالله الاعظم ـاروحنا فداهـ چه در دوران غيبت صغري و چه دوران غيبت كبري که بعضي از بزرگان اشاراتي به آن داشتند، ميرسيم.
اشک بر سیدالشهدا(ع) تا حالت نزدیک به موت موضوعیت دارد
در مورد عزاداري چند نكته داريم. اول اينكه عزاداري اهلبيت ـعليهم السلامـ چگونه بوده است. قطعاً بُكاء بوده و اينكه آيا بُكاء، طولاني بوده؟ قطعاً همينطور بوده و اينكه بُكاء اينها را به حالي ميآورده كه نزديك به موت بوده، واقعاً بوده، يعني در آن غش و از حال رفتن موضوعيت داشته است.
پيش از اينكه به ائمه اشاره كنم، بياييد به قرآن نگاه كنيم، در احسنالقصص، قصه يوسف(ع) اشاره ميكند: «وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ»(3)، سيد ابن طاووس ـعليه رحمهـ در كتاب مهجالدعوات، روايتي آورده كه عزرائيل يعقوب را دوست داشت. از خدا اجازه خواست بيايد ديدنش. وقتي آمد، يعقوب عزرائيل را قسم داد كه به من بگو: «آيا يوسف را قبض روح كردي؟» عزرائيل جواب داد: «نه». يعقوب با اينكه ميدانست يوسف زنده است، ولي آنقدر گريه كرد كه «وَ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ»، از حزن چشمهايش سفيد شد. پس ببينيد سفيد شدن چشم براي حجت خدا كه يوسف است، موضوعيت دارد و آن كسي به اين حال ميافتد كه بيش از همه اشراف و آشنايي دارد. به همين دليل است كه امام زمان هم موافق است و در زيارت ناحيه مقدسه ميفرمايد: «حَتّي أَمُوت»، يعني اينقدر گريه ميكنم تا بميرم و رو به موت بروم. پس اين مرز هم مشخص شد و در همينجا ميگويد كه اگر اشك چشمم خشك شود، خون گريه ميكنم. يعني براي اشك خشك شدن هم بحث است.