
وضع بی سامان مملکت و خواب دولت
پشیمانی 4 درصدی
جمهوری اسلامی حامی مظلومان است
ربیع الاول و ماه شادی
بعد از 2 سال
دهه فجر انقلاب اسلامی
لعن الله آ سعود
زیارت مخصوص علی ابن موسی الرضا علیه السلام
توافق لوزان
با آرزوی سالی پر از سلامتی و برکت
با توافقی که «بتواند» انجام شود موافقم؛ اما نه هر توافقی
دهه فجر گرامی باد
از فضل پدر تو را چه حاصل !!!!
شهادت امام حسن عسگری ع
اللهم ثبت اقدامنا فی صراط الحق_پست ثابت
اقدامات دولت دکتر احمدی نژاد مثبت یا منفی !!!؟
سال 93 آمد
خدمات شرم آور منافقین برای سیا
بغض پدر شهید احمدیروشن در دانشگاه شیراز ترکید
تحولات اوکراین !!!!!!!!!
پاسخ به شبهات درباره عزاداري، لطمه زدن و علمكشي/ اشك براي سيدالشهدا(ع)
اشاره مقام معظم رهبری به نامه اوباما/فریب لبخندودروغ اینها را نخورید
22 بهمن گرامی باد
سخنان صریح مقام معظم رهبری درباره حمایت از نهضتهای ضداسرائیلی و...
حماسه حضور
پای درس رهبری در خصوص رابطه با آمریکا
نرمش قهرمانانه
میلاد امام هشتم مبارک


***
از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، شهیدی هست، اما صفحه کوچک سررسید، گنجایش سرش را نداشت. به موشکم گفتم؛ برو «جزیره» و سلام نسل مرا به «محمدابراهیم» برسان. «موشک ۹ دی» هنوز به «طلائیه» نرسیده بود که «مجنون» شد. موج، او را گرفت، کنترلش از دست من خارج شد و از اوج آسمان افتاد روی زمین. آخر، نقطه صفر مرزی، چشمش به استخوانی افتاد که از دل خاک، بیرون زده بود. موشک من گفت: کدام مادر، جگرگوشه اش را اینجا جا گذاشته است؟! گفتم: پلاک ندارد؟! گفت: نه! گفتم: نام آن مادر را می شناسم؛ «مادر شهید گمنام». از سررسیدم، گشتم و گشتم تا شماره «تهرانی مقدم» را پیدا کردم. زنگ زدم بهشت زهرا که؛ هوای موشک ما را داشته باش. در «جزیره»، حسابی «مجنون» شده. گفت: ولش کن! بگذار راحت باشد! گفت: از تهران تا «اتاق بیضی» چند کیلومتر است؟! گفتم: نمی دانم! گفت: اندازه اش دست ماست؛ موشک ۹ دی، الان دارد سوختگیری می کند. کارش که تمام شد، بردش را می رسانیم هر کجا که «آقا» بخواهد.
***
از سررسیدم که پر از عکس پرکشیده هاست، نگاه می کنم به جای خالی یک برگ… خدایا! چقدر دلم برای «۹ دی» تنگ شده. چند شب بعد که از جنوب برگشت، برایش می خواهم «جشن تولد» بگیرم با ۲ شمع، یکی به نام «عباس» و یکی به نام «حسین».
***
۹ دی، ۹ دی، ۹ دی… ۹ دی! به گوشی یوم الله؟!
دشمن به آتش می کشم گر تو لبت را تر کنی، من چون گلی در دست تو کاش مرا پرپر کنی
بر رشته های معجر زهرا، قسم سید علی، خنجر به حنجر می زنم، گر تو هوای سر کنی
پدرم! پیشاپیش، یوم الله ماه تو که ملتی به عشق فقط خودت آفرید، مبارک
***
۲۲ بهمن دومین سال جنگ تحمیلی، یک ماه از شهادت علی آقا در جبهه کردستان می گذشت. خیابان انقلاب، سر «وصال»، ناگهان چشمان فاطمه خانم، بارانی شد. چند تایی از قطرات اشک فاطمه خانم، از روی چادر، سر می خورد پایین و یکی از دانه های اشک، می رسد به دست نرگس. نرگس که دست و چادر مادر را با هم گرفته بود، گفت: من که از این پایین، جایی رو نمی بینم. مامانی! گریه نکن، بغلم کن.
***
چهارشنبه، یوم الله ۹ دی سال ۸۸ خیابان انقلاب، سر «وصال»، دختر شهیدی، عکس پدرش را در دست گرفته بود؛ بالای بالا، بلند بلند. علی آقای شهید که در نگاهش خنده داشت، حالا شده بود بلندقدترین مرد راهپیمایی.
***
بسم رب الشهدا والصدیقین
نهم دی ماه ۱۳۸۸ هم یکی از همین روز ها بود که مردم به خیابان ها آمدند تا از اسلام دفاع کنند .
رهبری آن را پیروزی واقعی ملت ایران دانستند؟
در روز عاشورا عده ای برای مبارزه با حماسه ی حسینی وارد خیابان ها شدند . بیرق ها و هیئت ها را به آتش کشیدند . آن روز کسی برای پس گرفتن و رای و ابطال انتخابات فریاد نمی زد .













تبری:



































برگرفته از انعکاسhttp://karamad.info/?p=797